عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه تأثیر مکمل جریان نقد عملیاتی در تبیین بازده سهام

قسمتی از متن پایان نامه :

2-7 هموارسازی سود

یکی از جنبه‌ها و الگوهای مدیریت سود، هموارسازی سود[1] می‌باشد که توجه زیادی را در ادبیات حسابداری به خود جلب کرده می باشد. به دو دلیل، مطالعاتی که در زمینه هموارسازی سود انجام شده می باشد موفق‌تر از سایر اشکال مدیریت سود می‌باشد: 1) هموارسازی به گونه دقیق‌تری تعریف می گردد: مدیران عملیاتی انجام می‌دهند که زمانی که سود پایین می باشد، سود را افزایش و زمانی که سود بالا می باشد، آن را کاهش دهند. 2) تفاوت بین هموارسازان و غیرهموارسازان به گونه موفقیت‌آمیزی در مطالعات مختلف، عملیاتی شده می باشد(همان منبع).

فرضیه هموارسازی سود پیشنهاد می کند که سود برای کاهش نوسانات آن حول سطحی که برای شرکت نرمال به نظر می‌رسد به گونه آگاهانه دستکاری می گردد (رونن و سادان، 1981)[2] ، و مدیران در محدوده اصول پذیرفته شده حسابداری از سیاست‌ها و روش‌هایی بهره گیری می‌کنند که واریانس سود گزارش شده را کاهش دهند. این فرضیه برای اولین بار توسط هپوورد (1953)[3] پیشنهاد گردید و بعداً توسط گوردون[4] در سال 1964 تبیین داده گردید. هموارسازی سود هدف مشخصی دارد و آن ایجاد جریان باثباتی از رشد سود می باشد. تعاریف متعددی از هموارسازی سود توسط محققین ارائه شده می باشد که در بخش بعدی به آن پرداخته می گردد.

2-7-1 تعاریف هموارسازی سود

این تصور که شرکت‌ها آگاهانه سود خود را هموار می‌کنند برای اولین بار توسط هپوورد در سال 1953 مطرح گردید و توسط گوردون در سال 1964 توسعه پیدا نمود. هپوورد (1953) مفهوم هموارسازی را چنین بیان نمود: “منطقی می باشد که مدیران با بهره گیری از ابزارهای مشخص حسابداری سود خود را هموار کنند.” به صورت دقیق‌تر، گوردون تئوری هموارسازی سود را با اظهار چهار فرض زیر ارائه نمود:

1- معیار مدیریت شرکت در انتخاب بین روش‌های حسابداری، به حداکثر رساندن مطلوبیت یا رفاه مدیریت می باشد.

2- مطلوبیت مدیریت با الف) امنیت شغلی او ب) نرخ رشد پاداش و حقوق ج) نرخ رشد اندازه‌ی شرکت افزایش می‌یابد.

3- کسب بخشی از اهداف مدیریت که در فرض 2 اظهار گردید به رضایت صاحبان سهام نسبت به عملکرد شرکت بستگی دارد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

4- برای مدیران رضایت صاحبان سهام نسبت به رشد سود شرکت (با نرخ متوسط بازده حقوق صاحبان سهام) و ثبات سود ضروری می باشد تا بتوانند اهداف خود را دنبال کنند.

اگر چهار فرض بالا پذیرفته گردد، مدیران در محدوده قدرت خود یعنی محدوده پذیرفته شده قوانین حسابداری بایستی 1) سود گزارش شده را هموار کنند 2) نرخ رشد سود را هموار کنند.

به نظر کاپلاند (1968)[5] هموارسازی سود عبارت می باشد از کاهش تغییرات سالانه سود با انتقال سود در سال‌هایی که سود زیان می باشد به سال‌هایی که سود کم می باشد (استولوی و برتون، 2000)[6]. به عقیده بیدلمن (1973)[7] هموارسازی سود عبارت می باشد از کاهش آگاهانه نوسانات سود سطحی که برای شرکت نرمال به نظر می‌رسد. به بیانی دیگر هموارسازی سود کوشش مدیریت برای کاهش نوسانات غیرعادی سود می باشد که در محدوده خط مشی‌های اصول حسابداری و مدیریت منطقی باشد. گیولی و رونن (1981)[8] عنوان کردند که هموارسازی می‌تواند نوعی پیام[9] باشد که مدیران به وسیله آن از اختیار خود در انتخاب بین روش‌های مختلف در اصول پذیرفته شده حسابداری بهره گیری می‌کنند تا نوسانات سود طی زمان را حول روندی که به بهترین وجه منعکس کننده انتظارات سرمایه‌گذاران از عملکرد آتی شرکت می‌باشد، کاهش دهند.

موسس (1987)[10] هموارسازی سود را تلاشی برای کاهش نوسانات سود گزارش شده می‌داند. بارتو (1993)[11] اظهار می کند که هموارسازی سود دو شکل دارد: 1) شکل کاهنده سود، زمانی که سود مورد انتظار به گونه موقت باال باشد و 2) شکل افزاینده سود، زمانی که سود پایین‌تر از سود مورد انتظار یا سود سال قبل باشد. آشاری و دیگران (1994)[12] هموارسازی سود را به عنوان اقدام داوطلبانه و آگاهانه مدیر برای کاهش نوسانات سود با بهره گیری از ابزارهای مشخص حسابداری تعریف کردند. به عقیده زارووین (2002)[13] هموارسازی سود عبارت می باشد از مدیریت اقلام تعهدی برای کاهش واریانس سری زمانی سود.

2-7-2 فرصت‌های هموارسازی سود

مدیریت در انتخاب بین روش‌های مختلف به حساب بردن وقایع مالی در چارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری، اختیارات قابل ملاحظه‌ای دارد. مثلاً در مورد استهلاک روش‌های مختلف پذیرفته شده‌ای هست که مدیر می‌تواند بین این روش‌ها یکی را انتخاب نماید. همچنین مدیریت می‌تواند فعالیت‌های مالی را زمان‌بندی کند، مثل به تأخیر انداختن یک فروش و یا اینکه مخارج اختیاری انجام دهد. به علت این انعطاف‌پذیری، مدیر می‌تواند به گونه سیستماتیک روی سود گزارش شده از سالی به سال دیگر تأثیر گذاشته و آن را هموار کند. به اعتقاد بیدلمن نیز اختیاراتی که در زمینه حسابداری و شمول درآمدها و هزینه‌‌ها هست فرصت‌هایی را برای هموارسازی ایجاد می کند. اندازه و زمان‌بندی درآمدها و هزینه‌های اختیاری تأثیر مهمی را در فرآیند هموارسازی سود اعمال می کند. اقلام اختیاری آن‌هایی هستند که مدیریت بر آ‌ن‌ها کنترل دارد و می‌تواند آن‌ها را به تأخیر اندازد، حذف کند و یا ثبت و شناسایی آن‌ها تسریع کند. حذف و با کاهش هزینه‌ها و مخارج مربوط به بسیاری از هزینه‌ها طی سال‌های بعد و ناموفق و افزایش آن‌ها در سال‌های خوب و موفق، رویه اقدام مطلوبی برای بسیاری از هزینه‌های اختیاری می‌باشد. همچنین تعویق و یا تسریع انواع خاصی از درآمدها در بسیاری از شرکت‌ها رایج می باشد.

[1] – Income smoothing

[2] – Ronen and Sadan

[3] – Hepworth

[4] – Gordon

[5] – Copland

[6] – Stolowy and Berton

[7] – Beidlemen

[8] – Givoly and Ronen

[9] – signaling

[10] – Moses

[11] – Bartov

[12] – Ashari et. all

[13] – Zarowin

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سوال پژوهش:

آیا کیفیت اقلام تعهدی بر ارتباط بین سود و جریان نقدی عملیاتی با بازده غیرعادی سهام تاثیرمعنی داری دارد؟

پایان نامه - تز - رشته حسابداری